موضوعات مرتبط:

تاريخ : سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()

دیشب علی و سارا موقع خواب سر پتو (دقت کردید پتو) با هم دعوا می کردند!
علی جیغ می کشید من سردمه!
سارا گریه می کرد من یخ کردم!
من توی سرم می زدم که ای خدا مردم از گرما!
دوباره علی حمله می کرد و سارا جییغ می کشید و من توی سرم می زدم!
سه باره علی یه نیشگون از سارا گرفت و سارا هم که انگار گلوله خورده باشد هوااااااااااااااااااااااار!
آقامون هم خونسرد مشغول جدال پرندگان خشمگین با خوک‌های کثیف  (انگری بردز) بودند!
نتیجه اخلاقی:
ما فرهنگ آپارتمان نشینی خوبی داریم



موضوعات مرتبط:

تاريخ : جمعه ٢۱ امرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()

علی و سارا یک شب درمیان سحر بیدار می شن و با ما غذا می خورن و نماز می خونن و بعدش هم خواب!
علی تا پریروز فکر می کرد کله گنجشکی یعنی بامیه! و هی کله گنجشکی می خواست!
سارا همچنان در ساعات مختلف مشغول افطار کردن هست!!



موضوعات مرتبط:

تاريخ : یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()

سارا و علی! هر چی شما بزرگتر می شید، دلم بیشتر براتون تنگ می شه!



موضوعات مرتبط:

تاريخ : یکشنبه ۱٦ امرداد ۱۳٩٠ | ۱٢:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()