همیشه گفتم و می گم که باید رژیم بگیری تا اون شکمی که قلمبه شده و اومده جلو یکم بره تو !
تا باعث نشه هی لباسا رو بالا و پایین بکنیم تا یکی خوشتیپت بکنه!

گوش ندادی شد اینی که الان دوستان می خونند!

بابای مهربون خونه شب برای بچه ها قصه بزبزقندی رو تعریف می کرد رسید به اون قسمتی که که گرگه بلا سه تا بزغاله ها رو خورده و بود و با شکم گنده زیر سایه درخت داشت استراحت می کرد!

البته علاوه بر سه تا برغاله، سارا و علی رو هم خورده بود! به همین خاطر توی شکم آقا گرگه خیلی از دفعات قبل تاریک تر و تنگ تر بود!

یهو سارا می زنه روی شکم بابای مهربون و می گه: شکم گرگه مثل این بودا!



موضوعات مرتبط:

تاريخ : دوشنبه ۱٦ خرداد ۱۳٩٠ | ۱۱:٥٦ ‎ب.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()