یه زنبور تو دستشویی بود و سارا می‌ترسید.
علی شجاعانه رفت باهاش حرف زد که بره ولی نرفت!
اومد سراغ مامانش: مامان، شماره‌ی قورباغه رو نداری؟

پی نوشت:

  

علی می‌گه: بزرگ شدم می‌خوام بشم پدر لاک‌پشت‌های نینجا!

 



موضوعات مرتبط:

تاريخ : شنبه ۱٤ امرداد ۱۳٩۱ | ۱:٠٠ ‎ق.ظ | نویسنده : سارا و علی حسین‌نژاد | نظرات ()