من و بابام!

 

2zptf6a.jpg

من در حال استراحت روي سينه ي بابايي!

ساراي پنجاه و سوم!

عكس از ماماني 

/ 16 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نيلوفرآبي

بابا خيلي خوبه اون قدر مهربونه وقتي كه من عصباني مي شم مي گه تا جايي كه زورت مي رسه مشت بزن به بازوهام

فريبا

(چه آرامشي موج مي زنه تو اين عكس، بيش باد ! )

سودابه

وای وای وای !! ماشاءالله هزار ماشاءالله! اسفند دود کنيد برای اين کوچولو! خوش به حالتون که کوچولوتون نه ماهه دنيا اومده به خدا نمی فهمين چه سعادتی يه! دختر من هفت ماهه دنيا اومد فقط خدا می دونه چه زجرهايی کشيدم تا قد اين ساراخانوم شد! فکر کنم وقتی که ۵ ماهش بود تازه مثل حالای ساراجون شده بود! خداوند براتون حفظش کنه و فرزند صالحی باشه براتون.

فريبا

دست ماماني درد نكنه كه چنين صحنه اي رو جاودان كرد

بلفی

عزیزم ... چطوری خوابیده ... کف پاش از همه جاش خوردنی تره .... راستی به باباییت بگو با اون سیبیل های زبرش یه وقت صورت مثل برگ گلت رو بوس نکنه حساسیت بزنی

گيتا

بهترين جای دنيا خوابيدی،بهتر از اغوش پدر و مادر جايی نيست. سالم و سربلند زندگی کنی.

سرگشته

سلام ! ياد قصه های من و بابام افتادم :)

فريبا

وای خدا اون پا رو پا انداختنت من و کشته به مامانی بگو از طرف من کف پای خوشگلتو ببوسه به بابايی نگی ها ريش داره قلقلکت مياد

رويا

جيگر سارايی الههههههههههههههی چه موش موشی خوابيده ! نازتر از اين نميشه خوابید نی نی کوچول

شيرين

چقدر احساس آرامش ميکنه